AZARAN
تقديم به دوستان عاشقم/بگير دستان سردم را نخواه اينجا ؛ درون حسرت چشم شقايق ؛ مرا غرق نياز شهد يك لبخند بگذاری و من را تا ابد در بند شوم غم نگهداری بگير دستان سردم را من اينجا سخت تنهايم
AYDEAN
دوستی قطره ی اشکی است که در معبد عشق هر کجایش بچکد مهر وفا روید
AYDEAN
اکنون رفته ی و من اینجا تنها به امید دم میزنم که با هر نفس گامی به تو نزدیکتر میشوم . آری این زندگی من است
AYDEAN
آدمی در آغوش خدا غمی نداشت / پیش خدا حسرت هیچ بیش و کم نداشت / دل از خدا برید و در زمین نشست / صدبار عاشق شد و دلش شکست / به هر طرف نگاه کرد راهش بسته بود / یاد
AYDEAN
در ستایش مهربانیت همچون نماز مسافر؛ شکسته ام!
AYDEAN
کاش میدانستی، دنیا با همه ی وسعتش، بدون عزیزان جایی برای ماندن ندارد!
AYDEAN
رو به قبله می نشینم، خسته با حالی عجیب، از ته دل مینویسم، انت فی قلبی عزیز
AYDEAN
سودای دلم قسمت هر بی سرو پا نیست / خوش باش دلم یک لحظه از تو جدا نیست
AYDEAN
تو یه روز سرد برفی / با دلم مثل پرنده / لب حوض کنار نرده / هرچی گشتم جای گرمی / بهتر از قلبت ندیدم / میشه دوستم داشته باشی / آخه بیرون خیلی سرده!
AYDEAN
بی تو دلم نیمه شبی سوی دشت / پر زد و آواره شد و برنگشت / لذت بیداری شبها توئی / تازه ترین اصل تمنا توئی / چشم تو آغاز پریشانیم / دوری تو علت ویرانیم